مرا غربت تنهايي ام به روياي محال با تو بودن مي برد
و دل كوچك و بي كسم به ياد تپش هاي عاشقانه ي دلت مي نوازد
ترانه اي از رنگ غم و بوي غريبي
بگذار بي كسي ام را روي اين كاغذ ها فرياد بزنم
بگذار هنوزهم صميمانه از اعماق وجودم در اين كاغذ ها صدايت بزنم
و اي كاش مي شد كه تو نيز بودنت ،و ماندنت را روي همين كاغذ ها به اثبات مي رساندي
مهربانم



