تبليغاتX
رویای خیس من

 ....

ای آشنای غریب،از من نپرس که چرا انقدر بی رحمانه از دلت می گذرم

من از میان سالهای تنهایی ،از میان تاریکی هایی می آیم که لحظه ها آنجا به اسارت بوده ام

من از روزهای ترک عشق می آیم ،و دیگر نپرس که چگونه ظالم شدم

 بپرس که چگونه صبر کردم ،من به اندازه دل عاشق سکوت کردم

من دل کوچک ام را زیر خروارها سکوت چال کرده ام

و اگر تپش های عاشقانه دلت را نمی فهم ام ازمن گله مکن

زمانه مرا سنگ کرد.....

زیر فشار غصه ها تو هم نبض عشق را به فراموشی می سپاری ...

  

                                    

+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 23:41 توسط joojoo |