حال که به آن عشق جاویدانم رسیده ام باید بگذرم از اینهمه احساس
آه ای دل بی طاغت من
ای دل بیچاره من
بگذر ....
![]()
چه نا شکیبا گذشتی از من و احساس ام چه بی رحمانه دل کندی از دل من و وجود من
قلب کوچک ام مات رفتن توست
ببین چه ویرانه شده ام
ببین بی تو و دستانت چگونه گم شده ام
ببین چگونه شکستم زیر این نگاه های سنگین آدمکها
چه آسوده می رهانی این دل کوچک را
چه آسوده گذر میکنی از اینهمه احساس
لایق بخشش نبود این دلی که عاشقش بودی؟
کاش بمیرم نبود تو را نبینم



